تبليغاتX
احمد اکبرپور

از طرف مدیر جشنواره ماه و مهر4 خواستند که یادداشتکی برای نشریه شان بنویسم در این خصوص: که چرا می نویسیم؟

 

 خب اولش جانمان گرم است ومی نویسیم تا دنیا را تغییر دهیم. فرض کنیم محلمان می گذارند وچارچنگولی می نشینند و آثارمان را می خوانندو این اتفاق هم  می افتد. با این حال این هدف اگرچه نا مقدس نیست ولی ادبیات را به گونه ای ابزاری می کند. در واقع از هدف ادبیات دور شده ایم و در چیزی به غیر از خودش در پی آن می گردیم. روانشناسان در مورد بازی کودکان می گویند آنها بازی می کنند تا بازی کرده باشند. در واقع اگر بزرگسال بازی را به نیتی مثلا رفع خستگی یا... انجام می دهد بازی کودک هدفی بیرونی ندارد و در ذات خود بازی نهفته است.

 

می نویسیم تا جامعه ی خودمان را تغییر دهیم . این عقب نشینی یک قدم به نفع ادبیات است اما آن را از ابزاری کردن نجات نمی دهد. تازه شاید هم پس ازمدتی تیز بگیریم که تغییر جهان از تغییر دور و بری ها راحت تر است. بگذریم در هردو حالتش برای ادبیات وضعیتی منفعت طلبانه و کاسبکارانه در نظر گرفته ایم. کوتاهتر هم که بیاییم و بنویسیم تا پدر و مادر یا عیال هم به تغییراتی برسند اگرچه در راستای هدف زدایی های گنده از ادبیات موثر است اما مشکل همچنان به قوت خود باقی است. برای چه می نویسیم؟

 

شاید می نویسیم تا خودمان را تغییر دهیم. این یکی ابزاری بودن ادبیات را لااقل چون برای شخص خودمان است تا حدودی کمرنگ می کند.می نویسیم تا دنیای خودمان را بسط دهیم . اگر در عالم واقع به دیالوگ محل آن حیوان نجیب هم نمی گذاریم در داستان فرصت می دهیم محکوممان کنند پلشتی های روحمان را یادآور شوند و از دژ قطعیت و جزمیت به پایین پرتمان کنند..در داستان به پدر کهنه فکرمان همان اندازه حق حضور می دهیم که به جوانکی بی قید و بند با موهای سیخ سیخی  که مدل مویش را نمی داند از کدام گروه سیر خورده ی غربی گرفته است.داستان می نویسیم تا با زنان توی داستانمان راحت باشیم و نخواهیم ابتدا از آب و هوا و گرانی حرف بزنیم وبعد صد و پنجاه تا شعر عاشقانه ردیف کنیم . داستان می نویسیم تا خودمان را تغییر دهیم تا بتوانیم زنان را جدی بگیریم با کودکان هم صحبت شویم و در روح پیرترها گذر زمان را حس کنیم.

می نویسیم تا جهان داستان و جهان خودمان را بهتر بشناسیم. پس با این دو جهان بازی می کنیم.بازی می کنیم بابک جان طیبی تا بازی کرده باشیم درست مثل کودکان

پس داستان می نویسیم تا جهان را تغییر دهیم البته جهان خودمان.مگر نه این است که درون هر کداممان جهانی است که دست کمی از این جهان فیزیکی ندارد؟می نویسیم تا مرزبندی های این جهان مثل جهان واقعی نشود .می نویسیم تا ویژگی  رنگ ها زرد و سیاه و سفید و...را درک کنیم و بی خیال نگاه ارزشی شویم که حاصل قرن هاست. اگر فکر می کردیم در عالم امکان کسی افکار بلندمان رادرک نمی کند نابغه تری خلق می کنیم تا ضایعمان کند واگر بازی مان نمی داده اند خودمان را فیکس تیم ملی می کنیم و آنها را توپ جمع کن. می نویسیم تا به خودمان ثابت کنیم که از هیچ کس بهتر نیستیم و هیچ کس از ما بهتر نیست. آیا می شود؟

.

 

+ نوشته شده توسط احمد اکبرپور در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:31 |


Powered By
BLOGFA.COM